طراحی شده توسط گوگل ترجمهترجمه کردن
تونی برنز، یادگیری و زندگی با اچ آی وی در واشنگتن دی سی
ویتمن-واکر بهداشت
ویتمن-واکر بهداشت

ژوئیه 01، 2018

به عنوان بخشی از 40 سالگرد ویتمن واکر، به طور رسمی January 13، 2018، ما داستان 40 را برای کمک به داستان روایت ویتمن واکر به اشتراک می گذاریم. لطفا تونی برنز را ملاقات کنید واشنگتن مادری، تونی خاطرات خود را از رشد در شمال غربی و جنوب شرقی DC پس از قتل ماموریت 1968 از مارتین لوتر کینگ، جونیور به اشتراک گذاشته است. او سفر خود را با مرکز آستین ویتمن واکر و تبدیل شدن به مربی همتراز با + Mentor برنامه همگام 1.

برای تماشای تاریخ شفاهی 2018 تونی، روی دکمه بازی نارنجی کلیک کنید - یک مصاحبه ضبط شده با فردی که اطلاعات شخصی از رویدادهای گذشته داشته است.

 

پنج نقل قول از تاریخ شفاهی تونی

در جو زمین در اطراف بهداشت جنسی در خانه رشد می کند:

"من پنج خواهر داشتم، یکی از آنها من را به مرگ ادامه داد. هیچ یک از خواهرهای من در مورد جنس مادرم به غیر از گفتن" هیچ بچه ای اینجا را وارد نکن ". مادر من درباره جنسیت خیلی به من نگفته بود، تقریبا هیچی. من متوجه شدم که برای همسایگانم در محله من خیلی عادی است. با این گفتن، می توانید تصور کنید که هیچ حرفی درباره سلامت در مورد جنسیت وجود ندارد. بعدا، همانطور که مادر و من شروع به سخن گفتن نمودند، من اولین فرزندم و تنها مادر من بودم. او و من خیلی نزدیک بودند. او بدون مادر و پدرش بزرگ شد. مادر من پدر و مادرش را نمی شناخت مادرش سیفلیس را متوقف کرد زمانی که 13 یا 14 ساله بود و او آن را نمی دانست و او با افرادی که خانواده اش نیستند ملاقات می کرد و موهایش سقوط می کرد و کسی تبدیل شده بود نام او را به بخش بهداشت و درمان و به همین ترتیب کارکنان اجتماعی در خیابان به دنبال این دختر نوجوان با سیفلیس که مادری بود اتفاق افتاد و تا چند سال بعد، مادرش این رویداد را در زندگی او به یاد آورد به من بگو، بنابراین می توان گفت که هیچ کس با من درباره sexua صحبت نمی کند سلامت را به عنوان یک رابطه جنسی دوست داشتنی مرتبط دانست. "

در اولین تجربه او در یک نوار گی در DC:

"بله، این بود .در آن زمان، جایی که تعداد زیادی از همجنسگرا در آن حضور داشتند، در نوار بود، بنابراین وقتی اولین 20 ساله بودم، به اولین بار رفتم و بارها واقعا بیداری بودم. هرگز بسیاری از افراد در زندگی من دیده بودند که سیاه و سفید بودند و همجنسگرا بودند، بعضی از آنها فلامنور بودند، بعضی از مردان به دنبال داشتند، شما بین آنها بودید، مردان با یکدیگر رقص بودند. مردان ظاهری شبیه به زنان بودند. دیوانه [شگفت انگیز]! و در آن فرایند زمانی که زندگی جنسی من شروع شد، بیش از حد احتمالا دوره دو تا سه ساله من در مورد بیماری های روانی یافتم و در کجا رفت. "

در اولین حافظه وی از اچ آی وی:

"این 1981 بود و یک مقاله، مقاله همجنسگرا محلی در اینجا وجود دارد، این موسسه ای است که" Blade "[واشنگتن] نامیده می شود و من در محل کار بودم و برای وزارت داخله، داخلی اصلی کار کردم و من خوب داشتم دوستی که برای بلوک های بخش خصوصی دور از من کار کرد و ما در ناهار خود صحبت کردیم، ما هر دو در محل کار بودند و او در سان فرانسیسکو بود، من نبودم و ما هر دو در مورد یک بیماری مرموز که در حال آمدن بود خواندن از سانفرانسیسکو بود و به مردان همجنسگرا، مردان همجنسگرا سفید پوستی که در سانفرانسیسکو ماندگاری داشتند و این که چطور عجیب بود، نسبت داده شده بود. و متکبرانه و نادانانه به او گفتم: «اما ما هرگز باید نگران این موضوع باشیم، چون ما مردان سفیدپوست نیستیم و من هرگز به حمام نرفته ام. " این همان چیزی بود که من گفتم اولین بار که من درباره ویروس HIV شنیدم. "

در دریافت نتایج آزمایش وی HIV:

"خب، قرار ملاقات با جمعه 13th همخوانی بود.این روز افتضاح بود.من نه همه این خرافات [chuckles]، اما شما می دانید که چرا باید در آن روز باشد؟ اما من رفتم و رفتم به کوچک اتاق و این مرد می آید و او می گوید: "آقای برنز، شما می دانید چرا شما اینجا هستید." من گفتم، من هستم او گفت، "آیا می توانید به من بگویید که چرا شما اینجا هستید؟"

من گفتم، "من اینجا هستم تا نتایج حاصل از آزمایش HIV من را دریافت کنم." و او گفت: این کلمات، "آقای برنز، من متاسفم، اما مثبت برای HIV تست کردید. و من اولین بار او را شنیدم من نمی دانستم چهره من چهره اش به او بود، اما چهره اش به دنبال او بود، او را به جلو و به زانو زد و گفت: "آقای برنز، آیا من را میشنوی؟ شما HIV مثبت را آزمایش کرده اید. و من گفتم: "تو را شنیدم." چطور احساس کردید؟ احساس کردم که می خواهم بمیرم. "

تونی در 2016 ویتمن واکر ما عکس های کمپین را مشاهده می کنیم.

در لحظه تبدیل که الهام بخش او به عنوان یک همکار است:

"بنابراین، بخشی از مرکز آستین باعث شد که من با بعضی از کارمندان دیگر Whitman-Walker ارتباط برقرار کنم. یک پسر و یک پرستار به نام جاستین بروفث وجود داشت. او حتی پیش از این نیز افسانه ای است. او برای Whitman-Walker کار نمی کند، او گروهی به نام "زندگی خوب" که در آن پزشکان و پرستاران و مانند آنها بود و آنها می آمد به ما سمینارها AZ در مورد اچ آی وی، و آنها شام ارائه داد. یک بار او گفت: "می دانید، ما فکر می کنیم که ما ممکن است برنامه ای داشته باشیم که در آن برنامه ی مربیگری باشد." او گفت، "و شما یکی از اولین افرادی است که من فکر می کردم." و من مثل "واقعا؟" بنابراین، او این را در گذر گفت. من به او کمک کرد تا پاک شود. او یک گروه داشت.

مدت کوتاهی پس از آن او و همکارش، مگن دیویس، یک روز در مرکز آستین آمدند. و من دوست دارم، چه خبر؟ و آنها گفتند: "تونی، ما یک پسر داریم که فقط وارد شدیم و او مثبت را آزمایش می کنیم، و او این کار را خوب انجام نمی دهد." آنها گفتند: "او جوان و سیاه و سفید بود و ما تعجب می کردیم اگر با او صحبت می کردید؟"

بنابراین، من گفتم، "من؟" و آنها مثل "آره" بودند. آنها هر دو به من نگاه کردند و گفتند: «تونی، می دانید، می توانیم با او صحبت کنیم. ما با او صحبت کرده ایم و ما آموزش دیده ایم. ما یک پسر سیاه و سفید نیستیم. شما هستید. فکر کردیم شاید بتواند کمک کند. ما امیدواریم که نتواند صدمه بزند. من هم همین کار را کردم. و من با آنها در این اتاق میروم و به او نگاه میکنم، و به نظر میآید که جهانش فرو ریخته است. و من نام او را به او می گویم، و به من نگاه می کند مثل: «حالا آنها نیستند - این شخص سیاه پوست لعنتی به من می آید. او چه می گوید؟ او نمی تواند این کار را انجام دهد. چشمان او فقط کورکورانه نگاه کرد.

بنابراین من به او گفتم: "من می دانم که چگونه احساس می کنید. من هم با اچ آی وی زندگی می کنم. " سپس چشمانش شروع شد، همه چیز در حال چرخش بود، وقتی گفتم که من هم HIV دارم، روی صورتم تمرکز کردم. من گفتم، "و من آن را اداره کرده ام، با آن زندگی می کنم" مدیریت در واژگان من در رابطه با اچ آی وی نبود. سپس گفتم: "من برای 17 سالها با HIV زندگی می کردم. و بعد توجه کردم. و من اعتقاد ندارم که چیزی جعلی است. زمانی که تشخیص داده شد، 31 ساله بودم. او 31 ساله بود. و من گفتم: «نماز من و امید برای تو این است که تا زمانی که من هستی زندگی کنم، و زمانی که شما سن خود را می گیرید، می توانید به کسی که سن شما را می گویم، بگویید که اکنون هستید، اما هنوز می توانید آن را انجام دهید، اگر وجود داشته باشد برای آن درمان نشده است. این لحظه ای بود که به من حمله کرد و به من اعتقاد داشت که شاید کمی از آن چیزی که کمی من داشتم از کسی استفاده کنم. "

همچنین ممکن است که شما علاقه مند باشید به

بلاگ ها

دریافت واکسن COVID-19 خود با ما و سایر موارد ...

اوت 16، 2021

بلاگ ها

COVID-19 چه مواردی را در موارد مهاجرت تحت تأثیر قرار داده است؟

ژوئیه 17، 2020

بلاگ ها

به روز رسانی در ویتمن واکر در طول COVID-19 P ...

اوت 16، 2021

بلاگ ها

Telehealth پورتال بیمار

ژوئن 05، 2020

بلاگ ها

مراقبت از جامعه: یک بررسی سلامت روان

مارس 17، 2020

بلاگ ها

چگونه به انتصاب Telehealth خود بروید

اکتبر 02، 2020

بلاگ ها

در طول سرفه Evalua چه باید انتظار داشت ...

مارس 18، 2020

بلاگ ها

نحوه مدیریت عفونت های تنفسی ، سرفه و ...

مارس 02، 2020

بلاگ ها

درباره Coronavirus چه باید دانست

اوت 20، 2020

بلاگ ها

چگونه می توان جامعه خود را از آنفولانزا سالم نگه داشت ...

آوریل 27، 2020

بلاگ ها

ثبت نام در پوشش بیمه ای برای 2020؟ ما حدود ...

دسامبر 06، 2019

بلاگ ها

ما در حال انتقال به لیز هستیم ¡Nos vamos a mudar ... a ...

اکتبر 14، 2019

بلاگ ها

اعلامیه مهم برای بیماران Medicare

اکتبر 14، 2019

بلاگ ها

با تأمل در 11th سالانه ملی مردان همجنسگرا ...

سپتامبر 27، 2019

بلاگ ها

شفا پس از تروما با پری و جامعه

ژوئن 12، 2019

وبلاگ سیاسی

معرفی مجلس نمایندگان به تأیید جنسیت ...

آوریل 22، 2019

وبلاگ سیاسی

نشانگرهای جنسی X نشان دهنده زندگی و ایجاد آگاهی ...

آوریل 18، 2019

وبلاگ سیاسی

ابتکار دولت ترامپ برای پایان دادن به ...

مارس 06، 2019

بلاگ ها

نامه باز ما به جامعه

ژانویه 07، 2019

داستان 40

سال 40 سال ما در بازبینی

اکتبر 14، 2018

داستان 40

والری ویالتا ، "زندگی دقیقاً همانگونه که می خواهید ...

اکتبر 07، 2018

داستان 40

بیش از 40 سال بعد، آنچه ما آموخته ایم و ...

سپتامبر 30، 2018

داستان 40

سفرهای ما به ویتمن واکر

سپتامبر 23، 2018

داستان 40

"ما می توانیم خط پایان را ببینید" ﹘ تاریخچه عکس ...

سپتامبر 16، 2018

داستان 40

مرکز پزشکی الیزابت تیلور، خانه دین ...

سپتامبر 09، 2018

داستان 40

آملی زورن، پذیرش تمرین بهداشت فمینیستی ...

سپتامبر 02، 2018

داستان 40

"با هم، بیایید آموزش خودمان را به زندگی" - T ...

اوت 26، 2018

داستان 40

الن کان، پیدا کردن هدف و جامعه در طول ...

اوت 19، 2018

داستان 40

آنتونیو هاردی، یک منبع برای همسالان من است

اوت 12، 2018

داستان 40

برنامه خدمات لزبین، نشستن سلامتی ...

اوت 05، 2018

داستان 40

مایکل شیلبی، احساس آرامش، متمرکز و دیدنی ...

ژوئیه 29، 2018

داستان 40

خیابان 1407 S، ستون امید

ژوئیه 22، 2018

داستان 40

مرکز درمان بیلی آستین روز

ژوئیه 15، 2018

داستان 40

سلام ویتمن واکر، ما شما را می بینیم

ژوئیه 08، 2018

داستان 40

تونی برنز، یادگیری و زندگی با اچ آی وی در ...

ژوئیه 01، 2018

بلاگ ها

نگه داشتن جامعه من در ذهن

ژوئن 29، 2018

بلاگ ها

اکنون مطالعه سلامت زنان ترانسژنراسیون اکنون ثبت نام می شود

ژوئن 26، 2018

داستان 40

احمد، به دست آوردن قدرت و زندگی هر روز مانند ...

ژوئن 24، 2018

داستان 40

قدرت مربیگری و پرورش با ویروس HIV

ژوئن 17، 2018

وبلاگ سیاسی

کیک شاهکار - دیوان عالی کشور چیست؟

ژوئن 12، 2018

داستان 40

جو Izzo، تعریف سکس امن در سن ه ...

ژوئن 10، 2018

داستان 40

دریک "توت فرنگی" کاکس، توزیع لذت و عشق ...

ژوئن 03، 2018

داستان 40

لیلی لئونارد، قدرت یک زندگی طولانی ...

ممکن است 27، 2018

داستان 40

دی. Magrini، واشنگتن و آنچه او می خوا ...

ممکن است 20، 2018

داستان 40

Winifred Quinn، حمایت از LGBTQ Seniorors th ...

ممکن است 13، 2018

داستان 40

دون بلانچون، با تشخیص 12 سالهای خدمتکار ...

ممکن است 05، 2018

داستان 40

ادیسا بااکر، رهبر مورد علاقه و پرشور ...

آوریل 29، 2018

داستان 40

رندی پومفری، تقویت خاطرات طولانی ...

آوریل 22، 2018

داستان 40

Bianca Rey، دفاع از خود و جامعه من ...

آوریل 15، 2018

داستان 40

باربارا لوئیس، توانمندسازی زنان از طریق مراقبت های بهداشتی

آوریل 08، 2018

داستان 40

مکس رابینسون، پیشگام روزنامه نگاری سیاه

آوریل 01، 2018

داستان 40

جرارد تایلر، دیسکو و دوستان تست شده

مارس 25، 2018

داستان 40

کارل کربن، ویتمن واکر باعث می شود که من احساس کنم ...

مارس 18، 2018

داستان 40

جوان سینسرو، همدلی خدمت

مارس 11، 2018

داستان 40

کریس استرلی، درک ما را به عنوان مردم

مارس 04، 2018

داستان 40

ریچشاه رایان، علامت گذاری هر تولد یک ه ...

فوریه 25، 2018

داستان 40

گریسون و کریستین، من شما را واقعی می بینم

فوریه 17، 2018

داستان 40

کرمیت ترنر، یادداشت های موسیقی و چهره های بسیاری ...

فوریه 11، 2018

داستان 40

مدیسون چمبرز، در حال رشد و تعلیم و تربیت با ...

فوریه 03، 2018

داستان 40

جیم گراهام، رهبر تاثیرگذار

ژانویه 27، 2018

داستان 40

دیدار با دکتر مری ادواردز "واکر"

ژانویه 20، 2018

داستان 40

دیدار والت ویتمن

ژانویه 13، 2018

وبلاگ سیاسی

DC برای اولین بار در کشور استفاده از "X" جنس مار ...

ژوئیه 19، 2017

بلاگ ها

Hoop'N برای مراقبت، Hoop 'N 4 HIV

ژوئیه 10، 2017

وبلاگ سیاسی

حرکت سوزن در عدالت ...

آوریل 17، 2017

وبلاگ سیاسی

گام بزرگی برای حقوق مدنی LGBTQ

آوریل 13، 2017

بلاگ ها

سری اتصال جامعه

مارس 24، 2017

وبلاگ سیاسی

نشست در مورد زندگی سیاه: پاسخ سیاه آمریکا ...

فوریه 08، 2017

بیایید در تماس باشیم

دریافت آخرین اخبار جامعه ویتمن واکر در صندوق پستی خود را دریافت کنید!

کردن