طراحی شده توسط گوگل ترجمهترجمه کردن
Randy Pumphrey، تقویت خاطرات بازماندگان بلند مدت
ویتمن واکر سلامت
ویتمن واکر سلامت

آوریل 22، 2018

به عنوان بخشی از ویتمن واکر 40 سالگرد، به طور رسمی January 13، 2018، ما داستان 40 را برای کمک به داستان روایت ویتمن واکر به اشتراک می گذاریم. لطفا رندی پومفری را ملاقات کن امروز، رندی مدیر ارشد بهداشت روان در ویتمن واکر است. Randy سفر خود را با جنسیت، ایمان و از دست دادن به عنوان یک ساکن DC و سرپرست در بیمارستان سنت الیزابت در اوایل بحران ایدز. Randy نشان می دهد که چگونه تاریخ متقابل او با بحران ایدز و ویتمن واکر بر مراقبت او امروز تأثیر می گذارد.

روی دکمه بازی نارنجی زیر کلیک کنید تا تاریخ شفاهی 2018 Randy را ببینید - یک مصاحبه ضبط شده با فردی که اطلاعات شخصی از رویدادهای گذشته داشته است.

 

چهار نقل قول از تاریخ شفاهی Randy

در اولین زمان او در مورد HIV اظهار داشت:

"آره بنابراین، این بود - درست بود - من 81 را شروع کردم و اولین نشانه های اچ آی وی واقعا در نیویورک و سانفرانسیسکو ضربه زدند و آن را واقعا در DC زیاد ظاهر نشد، اما من هنوز فقط در حال ظهور به جامعه DC اما یک دوست از من که استاد من در Towson [دانشگاه بود] که من واقعا نزدیک شدن بود تا به حال دریافت دکترا در اپیدمیولوژی و من نامه ای نوشته شده بود، و در نامه او - او در حال کار بر روی اولین تحقیق در مورد این ویروس جدید که آنها مشاهده می کردند. و او یک یادداشت نوشت و گفت: "فقط حتما مراقب باش. چیزی وجود دارد که می تواند شما را بکشد "و بنابراین، می دانستم که چیزی در حال آمدن است، و این نمی شود تا زمانی که من در بوستون برای آن ترم و تابستان بودم که شروع به دیدن بیشتر و بیشتر در بومی نیویورک در مورد اچ آی وی بنابراین، هنگامی که به شهر بازگشتم - به Wesley [Seminary Theology]، که 1983 بود، برگشتم، ناگهان دوستانم شروع به مرگ کردند. منظورم این است که مرگ من در دنیای من شروع شد، به این معنا که من برگشتم و مردی که موهایم را درختی بریزد، پس شما می دانید، یک دوست دیگر درگذشت، دوست دیگری درگذشت و پس از آن کسی دیگر پیدا کرد - مردم شروع به تشخیص کردند. بنابراین، شروع به تسریع کرد و سپس این واقعیت جدید تبدیل شد. مثل این بود که فقط یک مرد همجنسگرا نبود؛ این در مورد یک مرد همجنسگرا در جهان است که در آن HIV وجود دارد، با این ایده که شما می دانید، تمام دوستان من که در 20 های خود بودند - مانند بین 25 و 31 - خیلی سریع می میرند. و بنابراین، من شروع کردم تا این مفهوم را پیدا کنم که وجود ندارد - این همه آن وجود خواهد داشت. من هرگز زندگی نمی کنم جایی که امروز هستم من هرگز آن را نخواهم ساخت. "

Apr23_2.png سگ در روز جهانی ایدز 2017 نماز صبحانه.

در آزادی جنسی:

"بنابراین، من فکر می کنم - و این یک نمونه ی خنده دار از آنچه که آن را به معنی بود. یکی از چیزهایی که واقعا دوست داشتم به عنوان یک جوان همجنسگرا بیرون بیاید این بود که از آزادی جنسی و حتی به رفتن به یک کلوپ شبانه همجنسگرایان و مردم بیرون کشید - مردان جوان که پیراهن خود را می کشیدند و به شدت رقصیدن از طریق شب، چگونه آزادی تجربه این بود که خودمان را در آغوش بگیریم و به خودمان افتخار کنیم و دوستمان داشته باشیم و از لذت جنسیمان لذت بریم. و به طور ناگهانی، ویروس اچ آی وی و به ویژه در مکانی مانند واشنگتن دی سی که در آن زمان بسیار محافظه کار تر از آن است که در حال حاضر - نوعی مرتبط با دولت فدرال - ضربه متوجه شد که هیچ کس پیراهن خود را از دست داده است. این افراد پیراهن خود را حفظ کردند. در حال حاضر، بخشی از آن مردم بودند که می ترسیدند که آنها ممکن است ضایعه ای روی آنها داشته باشند یا چیزی کشف شود، که آنها اچ آی وی بودند یا می دانستند، ضایعات یا چیزی - نشانه ای از نشانه آن است. اما بخش دیگر آن بود که تعطیلات جنسی و جنسیت شبیه بود، و این پیام، شما می دانید، کاندوم و رابطه جنسی امن و "چگونه از خودتان محافظت می کنید؟" و این لحظه چند سال بعد بود. به یاد داشته باشید بسیاری از دوستان فوت کرده بودند، اما من در یک باشگاه شبانه با یک دوست از من رقص داشتم و فکر می کردم فقط لحظه ای از وحی را داشتم که دیگر مهم نیست. اگر من قصد داشتم بمیرم، قصد داشتم بمیرم، اما این قضیه را می کشم. و من با دوستم به یاد می آورم - پیراهنم را برداشتم. هیچ کس دیگر پیراهن خود را نداشت، اما به یاد داشته باشید پیراهن من و دوست من که با من رقص بود - فقط او شروع کرد - به من نگاه کرد، مثل چشمانش، و پیراهن او را برداشت. و ما فقط رقص بودیم و همه این بچه ها فقط به دنبال ما بودند: "این است - شما نمی توانید این کار را انجام دهید." و پس از آن همه ناگهانی، آن را مانند یک به یک بود، مردم شروع به کشیدن پیراهن خود را و من فکر کردم، "این اتفاق می افتد. مثل، ما زندگی خودمان را می گیریم. این بیماری این ویروس ما را از بین نمی برد. این نمی تواند زندگی ما را بکشد. ما می توانیم با وجود آن زندگی کنیم. و بنابراین، من فکر می کنم این است - برای من، این لحظه یک لحظه تحول آمیز بود و گفت: "نه، ما در حال رفتن به درک زندگی جنسی ما بدون در نظر گرفتن."

Apr23_3.png سگ در حزب 2017 Pride Womxn.

در کار او به عنوان سرپرست، به ویژه با دوست او، بروس:

"من به آنها دادم - من به آنها انرژی زیادی داده بودم تا بمیرم، اما من نیز از آنها یاد گرفتم. یکی از تجربه هایی که من با دوستم بروس داشتم. بروس می تواند دوست من تامی، که من در کالج بیرون آمد - شریک زندگی او، که او با او خواهد بود - او شروع به قدمت در کالج و پس از آن، و بروس در 27 از ایدز می میرد، و من برو و بروس را پس از ساعت ها چون من می توانستم به عنوان یک سرپرست باشم و ما در مورد مرگ می گفتیم. و چیزی که به او گفته بود، می دانید - به یاد می آورم گفتم: «آیا کسی با شما در مورد مرگ صحبت می کند؟» او گفت نه. همه می ترسند، و من گفتم: "خب، من با شما در مورد آن صحبت خواهم کرد، اما نمی دانم چگونه می میرم، پس شما باید به من یاد بدهید. بنابراین، بگذارید این کار را با هم انجام دهیم. ' اما چیزی که ما یاد گرفتیم این بود که در آن زمان یادگیری شیوه های مدیتیشن را یاد گرفتم، بنابراین در مواردی که در کنار یکدیگر انجام می دادیم در مورد آمادگی زود هنگام آنچه که ما انجام می دادیم هنگامی که او سرانجام درگذشت، هنگامی که او به آن مکان. وقتی که من بالاخره تماس گرفتم که او در حال مرگ بود، ما انجام دادیم، و ما توانستیم دوستانش را جمع کنیم، مرگ زیادی داشتیم که بسیار مقدس بود. خنده دار بود، چون من - خوب، خنده دار نیست. دو لحظه باور نکردنی وجود داشت. یکی از این رویا ها بود - در طی این مدت با بروس، دو روی را داشتم. یکی از رویاها من بود - این، مانند، بسیار سخت بود و در اطراف بدنم پیچ خورد. و - و آن را قوی تر و سخت تر شد، و آن را فقط به من نگاه راست در صورت. و من بیدار شدم، و فکر کردم - بیدار شدم و نمی توانستم نفس بکشم، و من فقط در لبه تخت نشستم و فکر کردم: «این بروس است. من باید بروس را دعا کنم بنابراین، وقتی روز بعد به بیمارستان رفتم، گفتم: «آیا همه چیز درست است؟» و او گفت: "آیا شب گذشته مرا شنیدی؟" و من گفتم: "جهنم چه بود؟" و او گفت: "من در اواسط شب از خواب بیدار شدم و به نظر می رسید که مرگ یک مار است که در اطرافم پیچیده بود و به نظر من درست در چشم بود و من خیلی می ترسیدم." و من فکر کردم، "اوه، خدای من این دقیقا همان چیزی است که من دیدم مثل، و من می دانستم که این شما بودید. من می دانستم که این بود. "

Apr23_.png رندی در مسابقه پایتخت 2016 Capital.

در مورد قدرت دراز مدت بازماندگان:

"من همدردی و احساس زیادی برای بچه های سنم دارم که هنوز زنده هستند و گفته می شود که آنها می میرند. منظورم این بود که آنها مردان 20-یک ساله بودند که گفته بودند که آنها در دو سال میمیرند و اکنون آنها 60-55، 60، 65-ساله هستند که هنوز زنده هستند و آنها در حال خرید هستند - و آنها بچه ها بودند که خوک های دریایی از تحقیقات بودند، تلاش برای کشف راه حل ها، که بسیاری از آنها از طریق رژیم های بسیار سمی تلاش می کردند برای زنده ماندن و استفاده از زخم های جنگی آن تحقیق - در مقایسه با نوع تبلیغاتی که می گوید - که درست است، می دانید، اکنون ما درمان های جدید و رژیم های ساده داریم. اما آنها در روزهای واقعا سخت زندگی می کردند، بنابراین وقتی به آنها گوش می دادم - و من چندین مشتری دارم که بازماندگان طولانی مدت هستند که واقعا با آنچه که به معنی تبدیل 60 است و می دانند، می دانند، در زندگی عادی، شاید آنها می تواند 80 زندگی کند اما شاید با اچ آی وی آنها تنها زندگی می کنند تا 70 باشند. بنابراین ممکن است شاید این زمان دیگری باشد که در آن به آنها گفته می شود - یا حداقل روایت این است: "من در واقع زمان زیادی را صرف اقامت افراد دیگر نمی کنم زیرا من برای مدت طولانی با آن زندگی می کنم . ""

همچنین ممکن است که شما علاقه مند باشید به

بلاگ ها

دریافت واکسن COVID-19 خود با ما و سایر موارد ...

اوت 16، 2021

بلاگ ها

COVID-19 چه مواردی را در موارد مهاجرت تحت تأثیر قرار داده است؟

ژوئیه 17، 2020

بلاگ ها

به روز رسانی در ویتمن واکر در طول COVID-19 P ...

اوت 16، 2021

بلاگ ها

Telehealth پورتال بیمار

ژوئن 05، 2020

بلاگ ها

مراقبت از جامعه: یک بررسی سلامت روان

مارس 17، 2020

بلاگ ها

چگونه به انتصاب Telehealth خود بروید

اکتبر 02، 2020

بلاگ ها

در طول سرفه Evalua چه باید انتظار داشت ...

مارس 18، 2020

بلاگ ها

نحوه مدیریت عفونت های تنفسی ، سرفه و ...

مارس 02، 2020

بلاگ ها

درباره Coronavirus چه باید دانست

اوت 20، 2020

بلاگ ها

چگونه می توان جامعه خود را از آنفولانزا سالم نگه داشت ...

آوریل 27، 2020

بلاگ ها

ثبت نام در پوشش بیمه ای برای 2020؟ ما حدود ...

دسامبر 06، 2019

بلاگ ها

ما در حال انتقال به لیز هستیم ¡Nos vamos a mudar ... a ...

اکتبر 14، 2019

بلاگ ها

اعلامیه مهم برای بیماران Medicare

اکتبر 14، 2019

بلاگ ها

با تأمل در 11th سالانه ملی مردان همجنسگرا ...

سپتامبر 27، 2019

بلاگ ها

شفا پس از تروما با پری و جامعه

ژوئن 12، 2019

وبلاگ سیاسی

معرفی مجلس نمایندگان به تأیید جنسیت ...

آوریل 22، 2019

وبلاگ سیاسی

نشانگرهای جنسی X نشان دهنده زندگی و ایجاد آگاهی ...

آوریل 18، 2019

وبلاگ سیاسی

ابتکار دولت ترامپ برای پایان دادن به ...

مارس 06، 2019

بلاگ ها

نامه باز ما به جامعه

ژانویه 07، 2019

داستان 40

سال 40 سال ما در بازبینی

اکتبر 14، 2018

داستان 40

والری ویالتا ، "زندگی دقیقاً همانگونه که می خواهید ...

اکتبر 07، 2018

داستان 40

بیش از 40 سال بعد، آنچه ما آموخته ایم و ...

سپتامبر 30، 2018

داستان 40

سفرهای ما به ویتمن واکر

سپتامبر 23، 2018

داستان 40

"ما می توانیم خط پایان را ببینید" ﹘ تاریخچه عکس ...

سپتامبر 16، 2018

داستان 40

مرکز پزشکی الیزابت تیلور، خانه دین ...

سپتامبر 09، 2018

داستان 40

آملی زورن، پذیرش تمرین بهداشت فمینیستی ...

سپتامبر 02، 2018

داستان 40

"با هم، بیایید آموزش خودمان را به زندگی" - T ...

اوت 26، 2018

داستان 40

الن کان، پیدا کردن هدف و جامعه در طول ...

اوت 19، 2018

داستان 40

آنتونیو هاردی، یک منبع برای همسالان من است

اوت 12، 2018

داستان 40

برنامه خدمات لزبین، نشستن سلامتی ...

اوت 05، 2018

داستان 40

مایکل شیلبی، احساس آرامش، متمرکز و دیدنی ...

ژوئیه 29، 2018

داستان 40

خیابان 1407 S، ستون امید

ژوئیه 22، 2018

داستان 40

مرکز درمان بیلی آستین روز

ژوئیه 15، 2018

داستان 40

سلام ویتمن واکر، ما شما را می بینیم

ژوئیه 08، 2018

داستان 40

تونی برنز، یادگیری و زندگی با اچ آی وی در ...

ژوئیه 01، 2018

بلاگ ها

نگه داشتن جامعه من در ذهن

ژوئن 29، 2018

بلاگ ها

اکنون مطالعه سلامت زنان ترانسژنراسیون اکنون ثبت نام می شود

ژوئن 26، 2018

داستان 40

احمد، به دست آوردن قدرت و زندگی هر روز مانند ...

ژوئن 24، 2018

داستان 40

قدرت مربیگری و پرورش با ویروس HIV

ژوئن 17، 2018

وبلاگ سیاسی

کیک شاهکار - دیوان عالی کشور چیست؟

ژوئن 12، 2018

داستان 40

جو Izzo، تعریف سکس امن در سن ه ...

ژوئن 10، 2018

داستان 40

دریک "توت فرنگی" کاکس، توزیع لذت و عشق ...

ژوئن 03، 2018

داستان 40

لیلی لئونارد، قدرت یک زندگی طولانی ...

ممکن است 27، 2018

داستان 40

دی. Magrini، واشنگتن و آنچه او می خوا ...

ممکن است 20، 2018

داستان 40

Winifred Quinn، حمایت از LGBTQ Seniorors th ...

ممکن است 13، 2018

داستان 40

دون بلانچون، با تشخیص 12 سالهای خدمتکار ...

ممکن است 05، 2018

داستان 40

ادیسا بااکر، رهبر مورد علاقه و پرشور ...

آوریل 29، 2018

داستان 40

رندی پومفری، تقویت خاطرات طولانی ...

آوریل 22، 2018

داستان 40

Bianca Rey، دفاع از خود و جامعه من ...

آوریل 15، 2018

داستان 40

باربارا لوئیس، توانمندسازی زنان از طریق مراقبت های بهداشتی

آوریل 08، 2018

داستان 40

مکس رابینسون، پیشگام روزنامه نگاری سیاه

آوریل 01، 2018

داستان 40

جرارد تایلر، دیسکو و دوستان تست شده

مارس 25، 2018

داستان 40

کارل کربن، ویتمن واکر باعث می شود که من احساس کنم ...

مارس 18، 2018

داستان 40

جوان سینسرو، همدلی خدمت

مارس 11، 2018

داستان 40

کریس استرلی، درک ما را به عنوان مردم

مارس 04، 2018

داستان 40

ریچشاه رایان، علامت گذاری هر تولد یک ه ...

فوریه 25، 2018

داستان 40

گریسون و کریستین، من شما را واقعی می بینم

فوریه 17، 2018

داستان 40

کرمیت ترنر، یادداشت های موسیقی و چهره های بسیاری ...

فوریه 11، 2018

داستان 40

مدیسون چمبرز، در حال رشد و تعلیم و تربیت با ...

فوریه 03، 2018

داستان 40

جیم گراهام، رهبر تاثیرگذار

ژانویه 27، 2018

داستان 40

دیدار با دکتر مری ادواردز "واکر"

ژانویه 20، 2018

داستان 40

دیدار والت ویتمن

ژانویه 13، 2018

وبلاگ سیاسی

DC برای اولین بار در کشور استفاده از "X" جنس مار ...

ژوئیه 19، 2017

بلاگ ها

Hoop'N برای مراقبت، Hoop 'N 4 HIV

ژوئیه 10، 2017

وبلاگ سیاسی

حرکت سوزن در عدالت ...

آوریل 17، 2017

وبلاگ سیاسی

گام بزرگی برای حقوق مدنی LGBTQ

آوریل 13، 2017

بلاگ ها

سری اتصال جامعه

مارس 24، 2017

وبلاگ سیاسی

نشست در مورد زندگی سیاه: پاسخ سیاه آمریکا ...

فوریه 08، 2017

بیایید در تماس باشیم

دریافت آخرین اخبار جامعه ویتمن واکر در صندوق پستی خود را دریافت کنید!

کردن