طراحی شده توسط گوگل ترجمهترجمه کردن
الن کان، یافتن هدف و جامعه در طول اپیدمی اچ آی وی / ایدز
ویتمن-واکر بهداشت
ویتمن-واکر بهداشت

اوت 19، 2018

به عنوان بخشی از 40 سالگرد ویتمن واکر، به طور رسمی January 13، 2018، ما داستان 40 را برای کمک به داستان روایت ویتمن واکر به اشتراک می گذاریم. لطفا الن کان، مدیر سابق برنامه خدمات لزبین (LSP) را ملاقات کنید. هنگامی که یک دوست دبیرستان با ایدز تشخیص داده شد، HIV وارد جهان الن شد. الن به عنوان یک دوست در فیلادلفیا داوطلب شد و به راهش ادامه داد که او را به ویتمن واکر در 1994 هدایت کرد. همانطور که هر دو مدیر پرونده و مدیر LSP، شور و شوق الن برای سلامتی LGBTQ الهام بخش او برای کار در ویتمن واکر که در آن او برای نزدیک به 12 سال خدمات ماند.

برای تماشای تاریخ شفاهی الن، روی دکمه بازی نارنجی کلیک کنید - یک مصاحبه ضبط شده با فردی که اطلاعات شخصی از رویدادهای گذشته داشته است.

سه نقل قول از تاریخ دهان و دندان الن

در جستجوی انجمن او:
"به نظر می رسید جامعه و هدف و خیلی زیاد - من قبلا گفتم، شما می دانید، مانند - تقریبا نوع - من منظورم بود، من در طول زمان رشد کردم - روزهای اولیه من بیرون رفتن واقعا در اطراف فرهنگ نوار بود. مثل این بود که همه می دانستم که می رود و می رود و محدود است و به طور معمول یک محیط سالم نیست. منظورم این است که دود وجود دارد، الکل وجود دارد. منظورم این است که من بعید به نظر می رسیدم، اما نمی توانم بگویم سرگرم کننده بود، شما می دانستید، و آن را نداشتید - هدف دیگری جز فضای امن نیست. بنابراین، آره، درگیر شدن در فعالیت های اچ آی وی و فعالیت های ایدز شبکه من از مردم را گسترش دادم چیزهایی که من در درون خودم داشتم که نمیدانستم، آن را انجام نداده بودم. توانایی خودم برای طرفدار بودن، توانایی من برای مبارزه برای عدالت، برای بالا بردن صدای من، برای یافتن هدف، برای اطمینان. »


در اولین تجربه خود در برنامه یک دوست:
دوست من، اولین دوست من ویلیس بود - او در غرب فیللی زندگی می کرد. او به سان منتقل شده بود - او جوان بود. شاید بیست و پنج یا شش ساله بود. او یک مرد جوان بود. او پس از دبیرستان به سان فرانسیسکو دور از فیلمی رفت و در آنجا احساس کرد که او میتواند به عنوان یک مرد همجنسگرا آزاد شود. او یک مرد همجنسگرا سیاه بود، و او - شما می دانید، خانواده اش ممکن است یا شاید نمی دانست او همجنسگرا است. این بود که شما می دانستید که داستان من چندین بار شنیده ام اما شما برای پیدا کردن یک جایگزین دیگر برای شروع زندگی خود بیش از حد - ببخشید - به همین دلیل من به او اختصاص داده شد و من به یاد داشته باشید رانندگی به خانه خود را در بخشی از فیلادلفیا من هرگز نبوده ام چون در آنجا دوستان ندارم، خانواده ای ندارند. این محله عمدتا یا شاید منحصرا سیاه بود. این محله ای بود که شما می دانستید، داستان هایم را می شنیدم. این مثل یکی از مکان هایی بود که نمی رفتید و خانه اش را پیدا می کردم. این خیابان مسکونی دوست داشتنی است، بسیار آرام. مادرش به من سلام می کند او گرم و دوست داشتنی است و می گوید ویلیس بالاست. سر بزن. بنابراین، او فقط راهآهن را دنبال کرد - به دنبال راهآهن به سمت بالا رفت و این اتاق کوچک کوچک در بالای راه پله، نوعی از هر کسی که باشد، می تواند وجود داشته باشد، و این کوچک است - شما می دانید، فقط از دست رفته پسر، شایان ستایش، شما می دانید، صورت شیرین، و فقط نوع پوست و استخوان در آن زمان بود. و او در یک تختخواب بیمارستان گذاشته بود، تلویزیون داشت و حقیقتا چیز دیگری در اتاق نبود - بعضی از آب و یک کاه، و شما می دانید، من فقط با او صحبت کردم.

 

دستانش را نگه داشت، پرسید که آیا او ماساژ می خواهد و او را ماساژ می دهد. می دانید، او درباره غذاهای مورد علاقه اش پرسید، به طوری که دفعه بعد که می رفتم، غذا می خوردم. و ما واقعا - شما می دانید، او خیلی طولانی نیست، اما ما تا به حال - من اغلب بازدید. او تمام داستان های زندگی اش را به من گفت و شب را در سان فرانسیسکو رقصید و فقط - متحرک و دوست داشتنی بود حتی اگر بدن او واقعا او را ناکام گذاشت. در برخی مواقع او مجبور شد در بیمارستان بستری شود و چندین بار از او در بیمارستان بازدید کردم. او غذا آورد. غذای مورد علاقه او را به یاد می آورم - این نوع خنده دار است زیرا به شما می گوید که در آن زمان کمی ساده لوح بودم. او میگو سرخ شده را دوست داشت مثل این بود که چیز مورد علاقه اش در جهان بود. بنابراین، در یکی از بازدید های من برای دیدن او در بیمارستان، من در یک رستوران غذاهای دریایی که شما می دانید متوقف شد، شهرت خوبی داشتم و من او را به یک میله گندم سرخ کرد و من آن را به بیمارستان آوردم. او در مورد آن بسیار هیجان زده بود و او خورد، شما می دانید، چند گزش از آن و شما می دانید، همه آن را پرتاب کرد، زیرا او برای خوردن میگو سرخ شده خیلی مریض بود. او خیلی مریض است که چیزی بخورد. و من مثل آن بودم: "خوب، این معامله بزرگ نیست. ما آن را تمیز خواهیم کرد. می دانید. اما او را به طعم میگو سرخ کرده و من متمرکز بر این واقعیت است که او را به طعم میگو سرخ شده.
 
بنابراین، این اولین تجربه من است و من بسیار آموخته ام. من به خواهر و مادرش نزدیک شدم. این نوع جالب است آنها استفاده می کردند - آنها به من "فرشته سفید" مرا اشاره کردند و من هرگز نمی فهمیدم. منظورم این است که من حدس می زنم برای آنها این امکان وجود دارد که آنها هرگز یک فرد سفید پوستی نداشته باشند که نوعی از زندگی آنها بود. منظورم این است، به یاد می آورم که من به دوشۀ خواهر او دعوت شده بودم. من اغلب نشسته و با خانواده می خورم. من فکر می کنم این واقعا برای من تازه بود و من فکر می کنم برای آنها واقعا جدید بود. من کمی بودم - کمی ناراحت شدم چون نوعی فرشته سفید بود، چون من قطعا یک فرشته نیستم و فقط تمایلی به نژاد نداشتم، اما همچنان احساس می کردم، خوب، شما می دانید، به چه معنی است که آنها به من یک فرشته سفید بنامند؟ این بدان معنی است که آنها واقعا از آنچه من انجام دادند قدردانی می کنند و من برای پسرش آنجا بودم و فقط باید آن را بپذیرم.

الن در سمت چپ قرار دارد و بنر برنامه خدمات لزبین را نگه می دارد.

 

بنابراین، همانطور که می توانید تصور کنید، یک تجربه بسیار متغیر زندگی است. برای ویلیس برای ملی پوش ایدز ساخته شد. این بدین معناست که شما فقط می دانید یک تجربه بسیار معنی دار برای من نیز هست - و پس از ویلیس، من هم احتمالا پنج و شش فرد دیگر در طول زمان داشتم. من یک مجله را نگه داشتم و هر زمان یکی از دوستانم فوت کرد یا بعدا، مشتریان من وقتی من مدیر پرونده شدم، من یک صفحه را در مجله در مورد آنها و ضبط خواهم نوشت. نکته غم انگیز این است که در یک لحظه نمیتوانم ادامه دهم. می دانید، شاید من هشت یا ده یا دوازده ساله بودم، نمی دانستم، نوشته ها، و پس از آن، من نمی توانستم ادامه دهم. "

در مورد اشتیاق او برای کار او با LSP (برنامه خدمات لزبین):
"اما شما واقعا می دانید که اشتیاق برای من این بود که خدمات لزبین و توانایی رشد آن برنامه را داشته باشید - می دانید که این برنامه را به یک فضای واقعا جالب تبدیل می کنید که در آن می توانیم چیزی را که واقعا احساس می کنیم مانند یک قطره من در مرکز یا مرکز اجتماعی جامعه زنان هستم. من فکر می کنم واقعا کارهای پیشرفته ای را انجام می دهم تا افراد را در سیستم مراقبت و خدمات ما بکار ببریم و سعی کنیم بیشتر برای زنان رنگی، زنان هویت های مختلف، اما اگر بخواهید بخشی از دایره المعارف زنان عجیب و غریب باشند، این واقعا درست بود، احتمالا هفت سال از زندگی من برای اطمینان.
من نیز در همین زمان پدر و مادر شدم و آنچه که واقعا در خدمات لزبین خدمات عاشقانه دوست دارم اینست که یکی از برنامه هایی که قبل از کارگردانی در خدمات لزبین راه اندازی شد - من اعتقاد دارم این انتخاب کودک بود و آن برنامه ای بود که گروه های پشتیبانی و برخی منابع آموزشی را برای لزبین هایی که علاقه مند به تبدیل شدن به والدین بودند، ارائه دادند. و هنوز هم یک چیز نسبتا جدید بود، می دانید، آن زمان، و به عنوان کسی که علاقه مند به تبدیل شدن به یک پدر و مادر بود و شروع به پایین رفتن آن مسیر، اما با همسر من در آن زمان، من توانستم به نوع برنامه های رشد خدمات لزبین تقریبا به من نشان داد که من پیدا شد نوع از نیازهای ناموفق و فرصت برای برنامه نویسی بیشتر. "

 

همچنین ممکن است که شما علاقه مند باشید به

بلاگ ها

دریافت واکسن COVID-19 خود با ما و سایر موارد ...

اوت 16، 2021

بلاگ ها

COVID-19 چه مواردی را در موارد مهاجرت تحت تأثیر قرار داده است؟

ژوئیه 17، 2020

بلاگ ها

به روز رسانی در ویتمن واکر در طول COVID-19 P ...

اوت 16، 2021

بلاگ ها

Telehealth پورتال بیمار

ژوئن 05، 2020

بلاگ ها

مراقبت از جامعه: یک بررسی سلامت روان

مارس 17، 2020

بلاگ ها

چگونه به انتصاب Telehealth خود بروید

اکتبر 02، 2020

بلاگ ها

در طول سرفه Evalua چه باید انتظار داشت ...

مارس 18، 2020

بلاگ ها

نحوه مدیریت عفونت های تنفسی ، سرفه و ...

مارس 02، 2020

بلاگ ها

درباره Coronavirus چه باید دانست

اوت 20، 2020

بلاگ ها

چگونه می توان جامعه خود را از آنفولانزا سالم نگه داشت ...

آوریل 27، 2020

بلاگ ها

ثبت نام در پوشش بیمه ای برای 2020؟ ما حدود ...

دسامبر 06، 2019

بلاگ ها

ما در حال انتقال به لیز هستیم ¡Nos vamos a mudar ... a ...

اکتبر 14، 2019

بلاگ ها

اعلامیه مهم برای بیماران Medicare

اکتبر 14، 2019

بلاگ ها

با تأمل در 11th سالانه ملی مردان همجنسگرا ...

سپتامبر 27، 2019

بلاگ ها

شفا پس از تروما با پری و جامعه

ژوئن 12، 2019

وبلاگ سیاسی

معرفی مجلس نمایندگان به تأیید جنسیت ...

آوریل 22، 2019

وبلاگ سیاسی

نشانگرهای جنسی X نشان دهنده زندگی و ایجاد آگاهی ...

آوریل 18، 2019

وبلاگ سیاسی

ابتکار دولت ترامپ برای پایان دادن به ...

مارس 06، 2019

بلاگ ها

نامه باز ما به جامعه

ژانویه 07، 2019

داستان 40

سال 40 سال ما در بازبینی

اکتبر 14، 2018

داستان 40

والری ویالتا ، "زندگی دقیقاً همانگونه که می خواهید ...

اکتبر 07، 2018

داستان 40

بیش از 40 سال بعد، آنچه ما آموخته ایم و ...

سپتامبر 30، 2018

داستان 40

سفرهای ما به ویتمن واکر

سپتامبر 23، 2018

داستان 40

"ما می توانیم خط پایان را ببینید" ﹘ تاریخچه عکس ...

سپتامبر 16، 2018

داستان 40

مرکز پزشکی الیزابت تیلور، خانه دین ...

سپتامبر 09، 2018

داستان 40

آملی زورن، پذیرش تمرین بهداشت فمینیستی ...

سپتامبر 02، 2018

داستان 40

"با هم، بیایید آموزش خودمان را به زندگی" - T ...

اوت 26، 2018

داستان 40

الن کان، پیدا کردن هدف و جامعه در طول ...

اوت 19، 2018

داستان 40

آنتونیو هاردی، یک منبع برای همسالان من است

اوت 12، 2018

داستان 40

برنامه خدمات لزبین، نشستن سلامتی ...

اوت 05، 2018

داستان 40

مایکل شیلبی، احساس آرامش، متمرکز و دیدنی ...

ژوئیه 29، 2018

داستان 40

خیابان 1407 S، ستون امید

ژوئیه 22، 2018

داستان 40

مرکز درمان بیلی آستین روز

ژوئیه 15، 2018

داستان 40

سلام ویتمن واکر، ما شما را می بینیم

ژوئیه 08، 2018

داستان 40

تونی برنز، یادگیری و زندگی با اچ آی وی در ...

ژوئیه 01، 2018

بلاگ ها

نگه داشتن جامعه من در ذهن

ژوئن 29، 2018

بلاگ ها

اکنون مطالعه سلامت زنان ترانسژنراسیون اکنون ثبت نام می شود

ژوئن 26، 2018

داستان 40

احمد، به دست آوردن قدرت و زندگی هر روز مانند ...

ژوئن 24، 2018

داستان 40

قدرت مربیگری و پرورش با ویروس HIV

ژوئن 17، 2018

وبلاگ سیاسی

کیک شاهکار - دیوان عالی کشور چیست؟

ژوئن 12، 2018

داستان 40

جو Izzo، تعریف سکس امن در سن ه ...

ژوئن 10، 2018

داستان 40

دریک "توت فرنگی" کاکس، توزیع لذت و عشق ...

ژوئن 03، 2018

داستان 40

لیلی لئونارد، قدرت یک زندگی طولانی ...

ممکن است 27، 2018

داستان 40

دی. Magrini، واشنگتن و آنچه او می خوا ...

ممکن است 20، 2018

داستان 40

Winifred Quinn، حمایت از LGBTQ Seniorors th ...

ممکن است 13، 2018

داستان 40

دون بلانچون، با تشخیص 12 سالهای خدمتکار ...

ممکن است 05، 2018

داستان 40

ادیسا بااکر، رهبر مورد علاقه و پرشور ...

آوریل 29، 2018

داستان 40

رندی پومفری، تقویت خاطرات طولانی ...

آوریل 22، 2018

داستان 40

Bianca Rey، دفاع از خود و جامعه من ...

آوریل 15، 2018

داستان 40

باربارا لوئیس، توانمندسازی زنان از طریق مراقبت های بهداشتی

آوریل 08، 2018

داستان 40

مکس رابینسون، پیشگام روزنامه نگاری سیاه

آوریل 01، 2018

داستان 40

جرارد تایلر، دیسکو و دوستان تست شده

مارس 25، 2018

داستان 40

کارل کربن، ویتمن واکر باعث می شود که من احساس کنم ...

مارس 18، 2018

داستان 40

جوان سینسرو، همدلی خدمت

مارس 11، 2018

داستان 40

کریس استرلی، درک ما را به عنوان مردم

مارس 04، 2018

داستان 40

ریچشاه رایان، علامت گذاری هر تولد یک ه ...

فوریه 25، 2018

داستان 40

گریسون و کریستین، من شما را واقعی می بینم

فوریه 17، 2018

داستان 40

کرمیت ترنر، یادداشت های موسیقی و چهره های بسیاری ...

فوریه 11، 2018

داستان 40

مدیسون چمبرز، در حال رشد و تعلیم و تربیت با ...

فوریه 03، 2018

داستان 40

جیم گراهام، رهبر تاثیرگذار

ژانویه 27، 2018

داستان 40

دیدار با دکتر مری ادواردز "واکر"

ژانویه 20، 2018

داستان 40

دیدار والت ویتمن

ژانویه 13، 2018

وبلاگ سیاسی

DC برای اولین بار در کشور استفاده از "X" جنس مار ...

ژوئیه 19، 2017

بلاگ ها

Hoop'N برای مراقبت، Hoop 'N 4 HIV

ژوئیه 10، 2017

وبلاگ سیاسی

حرکت سوزن در عدالت ...

آوریل 17، 2017

وبلاگ سیاسی

گام بزرگی برای حقوق مدنی LGBTQ

آوریل 13، 2017

بلاگ ها

سری اتصال جامعه

مارس 24، 2017

وبلاگ سیاسی

نشست در مورد زندگی سیاه: پاسخ سیاه آمریکا ...

فوریه 08، 2017

بیایید در تماس باشیم

دریافت آخرین اخبار جامعه ویتمن واکر در صندوق پستی خود را دریافت کنید!

کردن